به وبلاگ جدید واصلی من سری بزنید
از این به بعد با پارسی بلاگ کار می کنم
مذهبی امام مهدی
به وبلاگ جدید واصلی من سری بزنید
از این به بعد با پارسی بلاگ کار می کنم
«بسم رب الحسين و بسم رب المهدی»
امروز داشتم به خیمه گاه فکر میکردم. به خیمه گاه حسین (ع) که چطوری طمعه اتشِ حقارت ناجوانمردان شده بود و حادثه عاشورا و ..........
داشتم فکر میکردم چه مردم پست و بی لیاقتی اون زمون زندگی میکردن... اگه مرد بودن چطور به خودشون اجازه میدادن خیمه امام حسین (ع) از مردان خالی بشه؟ چطور تونستن نظاره گر باشن که جوانان رشید اهل بیتِ پیامبرشون، برای دفاع از زنان و کودکان قدم به میدان نبرد بذارن.....
با خودم میگفتم، چقدر نامرد بودن، چقدر سنگ دل بودن، چقدر پست و حقیر بودن، چقدر خواب غفلت مست شون کرده بود که صدای هل من ناصر ینصرونی رو شنیدن ولی همچنان در خواب سنگین غفلت ارمیده بودن. خیمه حسین(ع) تو دشت کربلا غریب بود و امروز..........
و امروز خیمه پسرش مهدی (عج)، ...................
نمیدونم کدوم صحرا، نمیدونم کجا، ....................
ولی هر جایی که هست بوی غیبت، بوی غربت، بوی بی یاوری، همه فضای دلم رو پر میکنه.
غریبی! عجب واژه آشنای دوریه.... اون روز حسین میان کوفیان غریب بود. دیروز فاطمه که تا به امروز مزارش غریبه... بقیع مون غریبه... مهدی(عج) تو غفلت منتظرانش، غریبه......... همش غربت، همش غیبت...
هر سال محرم و صفری باشکوه تر از همیشه. پر شیون تر از گذشته. تاسوعایی داغتر و عاشورایی سوزناکتر.... ولی...
ولی چرا بین این همه گریه کن حسین، بین این همه عزادار منتظر، بین این همه عاشق امامت و ولایت، پسر حسین(ع)، امام حاضر، مهدی موعود، منتقم زهرا، ..... چرا باید تو غیبت باشه؟ یعنی بین این همه ادم 313 تا منتظر واقعی پیدا نمیشه؟؟؟؟ یعنی واقعا اقامون اینقدر بین شیعیانش غریبه؟؟؟؟
وااااااااااااای.............
اینجا بود که دیگه فکر کردن بی معنی بود. اشک بود که لحظه های شرمندگی و شرمساری رو برام رقم میزد...............
ناخوداگاه رفتم سراغ یه کتاب، داغ دلم تازه تر شد. الان هم تصمیم گرفتم اون تکه اش رو برای شما بنویسم. امیدوارم شما پاسخی که از خودتون میگیرین، بیشتر از شرمندگی ای باشه که من بدست اوردم....
«... مهدی (عج) ادامه حسین (ع) است و انتظار ادامه عاشوار و بر آمده از آن؛ یکی رمز حیات شیعه است و دیگری رمز بقای آن.
فرهنگ عاشورا، دست مایه اساسی و مایه شکوفایی و بالندگی منتظران مهدی (عج) در عصر انتظار است.
پیوند عاشورا و انتظار و حسین و مهدی (عج) پیوند والد و ماولد است.
انتظار ادامه عاشورا، غدیر و بعثت است و ظهور روز فرج و مخرج حسین و ثمره خون اوکه در شریان تاریخ به جوش آمده است.
برای ما دورماندگان از صحنه عشورا، یک راه بیشتر نمانده و آن ثبت نام در کلاس انتظار و در آمدن در خیل منتظران است که در حقیقت انتظار، همان خیمه حسین (ع) است.»
امام حسین علیه السلام: «دنيا به پايان نخواهد رسيد تا وقتى كه خداوند مردى را از دودمان من مبعوث فرمايد و كيفر شما را بدهد»
پی نوشت: کتاب عاشورا و انتظار - اثبات الهداة ، ج 3، ص 505، ح 309 به نقل از شيخ طوسى، كتاب الغيبة
«التماس دعا»
«به امید ظهور»
«اللهم عجل لوليک الفرج»
![]()
موعودا!![]()
![]()
دير هنگامي است که چشمان انتظار به راهت دوخته و جان و دل به شراره هاي اشتياقت، سوخته ايم باغ آرزوها به شوق بهار روي تو خزان ها را مي شمارد و چکامه هاي خونين شقايق را مي نگارد؛
نرگس ها داغ هجر تو بر سينه دارند؛
عروسان چمن جز به مژده جمال دلارايت سر زحجله عيش برنيارند؛
مهديا!![]()
ژنرال مهدي!
تحليل رمان پر تيراژ تركيه درباره ايران و عصر ظهور
به همراه كتابشـناسى با مـوضـوع حضرت امام مهدى (عج)
اوحدی مراغه ای![]()
![]()
![]()
![]()
جانا دلم ز درد فراق تو كم نسوخت
آخر چه شد كه هيچ دلت بر دلم نسوخت؟
نزد تو نامه اى ننوشتم كه سوز دل
صد بار نامه در كف من با قلم نسوخت
بر من گذر نكرد شبى كاشتياق تو
جان مرا به آتش ده گونه غم نسوخت
در روزگار حسن تو يك دل نشان كه داد
كو لحظه لحظه خون نشد ودم به دم نسوخت
يكدم بنور روى تو چشمم نگه نكرد
كاندر ميان آن همه باران و نم نسوخت
شمع رخ تو از نظر من نشد نهان
تا رخت عقل و خرمن صبرم به هم نسوخت
گفتى در آتش غم خود سوختم ترا
خود آتش غم تو كرا اى صنم نسوخت؟
كو در جهان دلى كه نگشت از غم تو زار؟
يا سينه اى كز آن سر زلف بخم نسوخت؟